تبليغاتX
همبستگی واتحاد برای آزادی.صلح ودوستی
مارا چه شده است ؟ که این چنین دم فروبسته ایم؟! ما که این همه انسانهای فریخته وآزاد اندیش در تاریخ مان داریم آزاد مردان وزنانی که خویش را فدای دیگران نموده وپرچم دار دفاع از حقوق انسانی  جامعه بوده اند. امروز در دانشگاه های ما به جوانان ما   بیحرمتی میشود .دانشجویان ما اعتراض میکنند دیگر دانشجویان حمایت مکنند امااز احزاب سیاسی ما از سیاسیون ما از متفکرین ما هیچ حرفی حرکتی دیده نمیشود ؟چگونه ما خودرا پیرو مولا علی (ع) میدانیم؟ او که در ذمه حکومت خود بر زنی یهودی ستم رواداشته اند بر منبر برصورت خود سیلی میزند . ما چگونه مهر سکوت برلب زدیم وقتی بر جامعه این همه فشار است ؟!
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:1 توسط قاسم مقیمی |

 

"خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است. "((امام خمینی-  ۱۲ بهمن ۱۳۵۷))

پ.ن۱:آری یا نه؟

پ.ن۲:امروز سه دهه از رفراندوم سال 58 ميگذرد .

پ.ن.۳:با کسب اجازه از عبدالرضای عزیزوبزرگوارم

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:35 توسط قاسم مقیمی |

 چقدر دلم میخواد فریاد بکشم ؟چقدر دلم میخواد دیوانه   وار بخندم ! وبلند بلند گریه کنم ؟آخ چه بگم؟از این همه نیرگ ریا؟ای کاش میشد ؟  یکبار دیگر سحر میشه سحر میشه را همه باهم  فریادمیزدیم؟کاش میشد ؟ یکبار دیگر آن صداقت صفا   آن دگرخواهی وفا آن گذشت یکدلی به جامعه  ما برگردد؟! آخ چه بگم ؟ .... کاش میشد؟.کاش میشد؟ کاش میشد؟.....

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:45 توسط قاسم مقیمی |

 

جناب آقاي بابک داد در وبلاگ خود خطاب به جناب آقای خاتمي نوشته است که : ایشان حزب مشارکت را منحل نماید. (اینکه جناب آقای خاتمی قانونا میتواندیانه را نمیدانم !!! ) اما تقاضای من و بسیاری مثل من از جناب آقای خاتمی اینست که اگر آنچه میگوید ایمان عملی به آن دارد از حکومت خارج شده و با تشکیل یک جبهه ی مدنی فراگیر با اصول مشخص شفاف که در بر گیرنده تمامی ایرانیان باشد اقدام نماید برای هزینه آن شماره حساب سراسری اعلام کند تا مردم کمکهای خود را به آن حساب واریز نماید و بیلان آن را به مردم گزارش کند .در آن صورت اسلام رحمت ، محبت ، اخلاق ، آزادی و عدالت عالم گیرخواهد شد . برابر برداشت رحمانی ایشان از قرآن کریم برای دنیای که شدیدن نیازمند آن است بدیهی است شخص ایشان از طرف حاکمیت تحت فشار قرار خواهد گرفت . آنوقت مردم  پشتیبان(خدا ) ایشان خواهند بود با توجه به خطرات خارجی و ...امروز کارگران ، معلمان ، دانشگاهیان ، دانجشجویان و کلیه اقشار مردم از تورم ، بیکاری ، دروغ و فریب و ... که همه بنام دین جریان دارد بستوه آمده اند ناجی مردم شود. تقاضای من این است آقای داد از شما میخواهم وخواهشمندم که باقلم شیوا و رسای خود این تقاضای مرا از جناب خاتمی بخواهید.

 

+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 13:52 توسط قاسم مقیمی |

جناب آقای پورمحمدی وزیر محترم کشور  اظهار داشتند: عنوان سال نوآوری وشکوفایی ازطرف مقام معظم رهبری نمایانگر حرکت کشور در مسیر توسعه است ایشان میفرماید:  اگر با مقام معظم رهبری هم افق شویم  با برآورده ساختن  مطالبات ایشان که مطالبات عموم  ( مردم) جامعه است  می توانیم کشور رادرموقعیت ممتازتری قرار دهیم .

پرسش مااز وزیر محتر کشور این است که : خواست مردم جامعه کار است، مسکن است ، آزادی اندیشه وبیان آن و امنیت پس ازبیان آن  است ؟ آیا این شرایط فراهم است؟؟؟

آیا در سال 86 که سال سال  اتحاد ملی وانسجام اسلامی بود چه کردیم ؟؟

در هر زمینه برشی از جامعه بزنیم تقریبادر تمام آن نا موفق بوده ایم ؟؟!!

در زمینه دانشگاه از نظر داخلی: فضارا چنان بسته ایم که کسی جرائت انتقاد نداشته باشد ، یک داشگاه بی دل جرائت  چگونه نوآور وشکوفا خواهد شد ؟؟!!

از نظرعلمی در خارج هم که جزئ 500 دانشگاه دنیا هم نیستیم؟!

در خصوص اهل سنت چه کرده ایم ؟ هنوز که هنوز است در تهران اجازه ساخت یک مسجد رانداده هیم؟!

این انسجام اسلامی ؟!  در خصوص سایر شهروندان دیگرمان هم که بماند ؟!

دیو  تورم هم که بیداد میکند ؟! سایر مشکلات اجتماعی وفرهنگی هم هر روز بدتر وبدتر میشود ؟!

ازآقای وزیر محترم  سئوال میکنم آیا شما بچه تان را با خوشونت میتوانید براه بیاورید ؟!

که باجامعه اینگونه رفتار میکنید ؟ اینهمه از مهر محبت و.. حرف میزنیم چون انعکاسی در عملمان ندارد ؟

تاثیرش بسیار اندک است؟!

آیا با دستور وبخشنامه از تورم ،بیکاری و......کاسته میگردد؟؟!!  بیکاری مولود همه مشکلات جامعه است ؟ برای از بین بردن بیکاری وتورم  باید  سرمایه گذاری داخلی وخارجی در زمینه تولیدی وآنهم فقط بخش خصوصی نه دولتی آزاد با شد وبا تامین امنیت  با نظارت وحمایت و هدایت دولت  وبرطرف کردن کلیه موانع ..............کشور در مسیر پیشرفت وتوسعه قرار خواهد گرفت.؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 22:27 توسط قاسم مقیمی |

            هرنفس نو میشود دنیای ما                          بی خبر از نو شدن اندر بقاع  

           عمر همچون جوی نو نو میرسد                    مستمری  مینماید  در  جسد

در تمثیل قصه نخجیران مولانا ی بزرگ عقل خردوتدبیر انسان را به اندازه کل هستی

میبیند ونو شدن مداوم انسان در این گردونه گردون،  تا بجایی برسد که باعقل عشق شود!؟

ومیفرماید : تا چه عالم هاست در سودای عقلتاچه با پهناست این دریای عقل/

  بحر بی پایان  بود عقل  بشر/ بحر را غووا ص باید ای پسر

  صورت ما اندرین بحر عذاب / میرود چون کاسه ها برروی آب

  تا نشد پر بر سر دریا چو طشت/ چون که پر شد طشت در وی غرق گشت

انسان موحد انسان آگاهی است و....عشق و... درد  که  زاده  عشق وآگاهی است واین چنین

میفرماید:  در درون خود بیفزا درد را               تا ببینی سرخ، سبز، زرد را

واین انسان موحد هرگزبه  حقوق انسان دگری تجاوز نمی کند. برای همه انسانها   همچون آفریدگارش  حقوق مساوی قائل است . انسان موحد برای همه انسانها : حق حیات و حق زندگی،  حق انتخاب ،حق ابرازبیان  آنچه که می اند یشد ودر یک کلام حق تکامل می خواهد ودر این مسیر تلاش میکند و.... به امید نو شد ن جسم وجان ما در سال نو وبکار گیری عقل وخرد وتدبیر

در همه کارها وشئونات زندگی: اجتماعی" اقتصادی" سیاسی  در سال جدید و با آرزوی، سلامتی وشادی، صلح ودوستی،آزادی ،عدالت ورفاه برای تمام انسانها در سراسر دنیا بویژه مردم عزیزوشریف بزرگواروطنم ایران

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:8 توسط قاسم مقیمی |

نوروز تان پیروز باد

نوروز عید احیای هویت ما در مقابله با هجوم اقوام بیگانه وسند زنده ماندن ایران و ایرانی در طول۷۰۰۰ سال تاریخ کهن ما......

...بکوشیم تا در ذهن ما بروید گل بیداری ُ‌داناییُ  عشق ومحبت ُ صلح ودوستی ُآزادی وآزادگی ُ گذشت ودگرخواهی و..... تا بروید بر زمین زندگی شادی در تمام زمان ............

این همه جنگ وجدل حاصل کوته نظریست    گر نظر پاک کنی کعبه وبتخانه یکیست ......

....وگواهی بیاوریم حقوق بشر رادر هفتاد قرن پیش در این سرزمین ...   

دوستتان دارم هموطن هر جا که هستی شادی وسلامتی برای شما آرزو میکنم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 21:3 توسط قاسم مقیمی |

 خدمت همه دوستان وسروران عزیز وبزرگوارم سلام وعرض ادب دارم عزیزان بخاطر بیاورند ؟ که در انتخابات دوره دوم شورای اسلامی شهر تهران چه کسانی کاندیدا بوده اند ؟ مردم تهران رای ندادند.!!!!! آقای چمران با 192 هزار رای نفر اول شد...و...
در انتخابات دوره نهم  22میلیون نفر شرکت نکردند؟!!! آقای دکتر احمدی نژاد رئس جمهور شد .آیا ما بااین قهر چه بدست آوردیم؟!!بیست سال شکل گیری جامعه مدنی را به تاخیر انداختیم ما همه هر کس باندازه سهم خود شریک مصیبتی هستیم که می بینیم . ماشرایط را باید برای اصلاح امور آماده کنیم ماباید سعی کنیم سازماندهی وتشکیلات مدنی در کلیه مناطق ایجاد کنیم و مدیریت اجرایی را به چالش بکشیم تا امور اجرایی اصلاح شود شعار ما شعار زندگی است دوستی است محبت است وهمه ما از این مرزبومیم وباید در سرنوشت آینده آن نقش داشته باشیم این حقی است خدا دادی کسی را بر کس دیگر برتریی نیست مگر به شایستگی این پروسه ای است که باید طی شود هرچند بادشواری وپرداخت هزینهای فراوان.......

همراه شو عزیز  همراه شو عزیز کین درد مشترک جدا جدا درمان نمی شود به امید سربلندی ایران
رای ما، یاران خاتمی!

سید محمد صدر .................. 56 ب 234
مجید انصاری ...................... 79 ب 236
نجفقلی حبیبی ................... 69 ج 126
اسحاق جهانگیری ................57 الف 136
سید محمود دعایی ..............57 ب 346
نرگس کریمی .....................69 ج 134
علیرضا رحیمی ...............68 ب 267
سعید معیدفر ...................79 الف 127
بهزاد قره یاضی ................79 ج 346
وحید محمودی ..............69 ج 346
حسن خلیل آبادی ...............67 الف 127
محمد جمشیدی گوهری ........79 ج 246
اسداله کیان ارثی ................79 ج 267
فرحناز مینایی پور..................69 ب 467
طیبه گلپایگانی....................58 ب 267
سهیلا جلودار زاده ..............79 الف 237
عباسعلی زالی .................59 ب 136
سید افضل موسوی ...........79 ج 237
حسن عابدی جعفری .........79 ج 367
علیرضا محجوب ................67 ب 345
سید حبیب عجایبی ..........57 ب 267
نیراعظم خوش خلق سیما ..69 ج 235
الهه راستگو ...................89 الف 135
افشین حبیب زاده کلی ....57 الف 267
محمد اشرفی اصفهانی ........56 ج 126
جواد اطاعت ..................59 الف 257
سید کامل تقوی نژاد .......57 ب 235
الیاس حضرتی ...............57 الف 567
ابوالفضل شکوری ............69 الف 267
محمد قمی ..................56 ج 246
ودر شهرستان انزلی آقای هادی حق شناس رای میدهیم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 18:3 توسط قاسم مقیمی |

 

۱) اگر دهانت را بستند با دستانت فریاد کن ...

۲) اگر دیروز سیاست اصلاحات گام به گام خاتمی رو پذیرفته بودیم و برای رسیدن به مقصود اینقدر عجله نمی کردیم حالا بعد از دو سال ، ۲۰ سال به عقب ( شاید هم بیشتر ) برنگشته بودیم . چرا باید دوباره اشتباهاتمون رو تکرار کنیم ؟

با تحریم انتخابات چه اتفاقی قراره بیافته ؟ مشروعیت نظام بره زیر سوال ؟ فرض کنیم رفت ! بعدش قراره چی بشه ؟! آمریکا بیاد نجاتمون بده ؟ مثل ملت عراق که نجات پیدا کردن ؟

ایمان دارم رای من راهیه برای بهتر شدن مملکتم . ایمان دارم که با همین یک دونه رای راه درازی رفته ام برای رسیدن به ایرانی آباد و آزاد و خیالم راحت است فردا اگر  از من پرسید تو چه کردی جوابی  دارم .

رای من ایرانم را آباد و آزاد می سازد .

 در تهران:

۳) مجید انصاری ، اسحاق جهانگیری ، سید محمد صدر ، اسدالله کیانی ارثی ، نجفقلی حبیبی ، سید محمود دعایی ، نرگس کریمی ، محمد اشرفی اصفهانی ، سید کامل تقوی نژاد ، محمد جمشید گوهری ، سهیلا جلودار زاده ، جواد اطاعت ، افشین حبیب زاده ، الیاس حضرتی ، حسن خلیل آبادی ، نیره اعظم خوش خلق سیما ، علیرضا رحیمی ، عباسعلی زالی ، ابوالفضل شکوری ، حسن عابدی جعفری ،سید حبیب عجایبی ، بهزاد قره یاضی ، محمد قمی ، طیبه گلپایگانی فر ، علیرضا محجوب ، وحید محمودی ، سعید معبدفر ، سید افضل موسوی ، فرحناز مینایی پور ، الهه راستگو . ودر شهرستان انزلی جناب آقای مهندس حق شناس همراه شو عزیز  همراه شو  عزیز کین درد مشترک جدا جدا درمان نمی شود

آنچه بدیهیست رای دادن من به یاران خاتمی ست .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 22:44 توسط قاسم مقیمی |

 عرض کنم ماهر گز نمی توانیم شمس را بشناسیم یا با او هم احساس شویم زیرا شمس فقط از آن مولانا ست اما مولانا از آن منست واز آن هرکس که با او هم احساسی وهمدلی کند هست  ما شمس را از دید مولانا می بینیم با اغراق وغلو که اغراق وغلو   یکی از آفات در ادبیات ماست حتی در خصوص بزرگانی چون  مولانا. درواقع توصیف مولانا از  شمس  انعکاس خیشتن خیش در وجود شمس است یا بعبارتی شمس آنی نیست که مولانا معرفی میکند بلکه مولانا شمسی را مشناساند که خودش میخواهد باشد. 

بیقین انگیزاننده احساس عشق در مولانا شمس بوده است     جوشش عشق است کندر نی فتاد منظورش نی یعنی  کسی که نیست    یعنی هستی   یعنی همه جاهست اما نیست  شمس تبریزی که نور مطلق است معنیش مظهر تجلی اراده وقدرت اوست واین عشق واحساس که سیلان میکند دیوان شمس سروده میشود وپخته میشود مثنوی بوجود می آید........   

پی نوشت

 حرفی است در عشق که باید عاشق در جایی معشق و نیز معشق در جایی عاشق بنشیند تا آن عشق یک عشق واقعیی باشد یا تجلیی عینی داشته باشد ........ اما حرف من یا بهتر بگویم نظر من این است که من اون انسانی که احساسش را کلمه کرده ومن با او هم احساس شدم او جزی از وجود منه از آن منه تجلی گاه احساس منه هر چند سالها یا فرسنگها ازهم دور باشیم در واقع زمان ومکان تاثیری برآن نخواهد داشت

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 19:45 توسط قاسم مقیمی |