در کشور ارزشها دروغ نهادینه شده است
دروغ یکی از بد ترین صفت های است که ضایع کنند شصیت فطری انسان است دروغ در تمام جوامعه انسانی بد ومزموم بوده است، بویژه برای مسئولین ورهبران در کلیه سطوع مثال در آلمان یکی مدعی میشود که آقای شرودر صدراعظم آلمان فریب کار ودروغ گوست زیرا ؟ موهایش رارنگ کرده ولی به مردم نگفته است واین شخص در مسایل وحل مشکلات مردم را فریب خواهد داد؟ و آقای شرودر با آرایشگر و کارشناس در دادگاه حاضر میشود وثابت میکند بمردم دروغ نگفته است رنگ موهاش طبیعی است. کسی هم تظاهرات نمی کند که به مقددسات شان توهین شده وکسی هم مدعی گوینده نمی شود.اصل در آنجامردم وافکار عمومی است اما در کشور ما در پیش پا افتاده ترین مسائل بمردم دروغ گفته میشود مثل آقای کفاشیان آقای فتح اللاه زاده و.... در برنامه 90 وسایرین در رسانه ها ودرتمام زمینه های اقتصادی مافیا داریم هر روز داریم اعلان میکنیم اما کسی را معرفی نمیکنیم و....آب از آب تکان نمی خورد اما در بلاد کفر؟! همین آلمان:هلموت کهل با یک دروغ کوچک (500000هزارمارک کمک انتخاباتی رادر لیست دریافت کمکها در اختیار مطبوعات قرار نداده بود ) مطبوعات کاری کردند که دولتش سقوط کرد دروغ بمردم در بلاد کفر ودر بلاد مدعی حکومت امام زمان(عج) را قیاس کنید ؟!
پ.ن.1.آنجا مطبوعات آزاد هستند وخبرنگاران امنیت دارند
پ.ن.2.در آنجا صداقت وراستی وقانون حاکم است وهمیشه قانون بنفع مردم آن جامعه اصلاح میشود
پ.ن.3.درآنجااحزاب سیاسی دولت تشکیل میدهند واحزاب سیاسی آزاد هستند
پ.ن.4.درآنجازندگی انسان ارزش دارد انسانها درجه بندی نمیشوند
پ.ن.5.درآنجا اندیشه وافکار آزادانه مطرح ومورد نقد قرار میگیرد
پ.ن.6.در آموزش وپرورش آنجا تلاش میگردد تا استعداد ها وقابلیت انسان آزاد و شکوفا شود
پ.ن.7.درآنجا زندگی خصوصی حرمت داردحقوق شهروندی رعایت میشود
"خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است. "((امام خمینی- ۱۲ بهمن ۱۳۵۷))
پ.ن۱:آری یا نه؟
پ.ن۲:امروز سه دهه از رفراندوم سال 58 ميگذرد .
پ.ن.۳:با کسب اجازه از عبدالرضای عزیزوبزرگوارم
چقدر دلم میخواد فریاد بکشم ؟چقدر دلم میخواد دیوانه وار بخندم ! وبلند بلند گریه کنم ؟آخ چه بگم؟از این همه نیرگ ریا؟ای کاش میشد ؟ یکبار دیگر سحر میشه سحر میشه را همه باهم فریادمیزدیم؟کاش میشد ؟ یکبار دیگر آن صداقت صفا آن دگرخواهی وفا آن گذشت یکدلی به جامعه ما برگردد؟! آخ چه بگم ؟ .... کاش میشد؟.کاش میشد؟ کاش میشد؟.....