عمر همچون جوی نو نو میرسد مستمری مینماید در جسد
در تمثیل قصه نخجیران مولانا ی بزرگ عقل خردوتدبیر انسان را به اندازه کل هستی
میبیند ونو شدن مداوم انسان در این گردونه گردون، تا بجایی برسد که باعقل عشق شود!؟
ومیفرماید : تا چه عالم هاست در سودای عقل/ تاچه با پهناست این دریای عقل/
بحر بی پایان بود عقل بشر/ بحر را غووا ص باید ای پسر
صورت ما اندرین بحر عذاب / میرود چون کاسه ها برروی آب
تا نشد پر بر سر دریا چو طشت/ چون که پر شد طشت در وی غرق گشت
انسان موحد انسان آگاهی است و....عشق و... درد که زاده عشق وآگاهی است واین چنین
میفرماید: در درون خود بیفزا درد را تا ببینی سرخ، سبز، زرد را
واین انسان موحد هرگزبه حقوق انسان دگری تجاوز نمی کند. برای همه انسانها همچون آفریدگارش حقوق مساوی قائل است . انسان موحد برای همه انسانها : حق حیات و حق زندگی، حق انتخاب ،حق ابرازبیان آنچه که می اند یشد ودر یک کلام حق تکامل می خواهد ودر این مسیر تلاش میکند و.... به امید نو شد ن جسم وجان ما در سال نو وبکار گیری عقل وخرد وتدبیر
در همه کارها وشئونات زندگی: اجتماعی" اقتصادی" سیاسی در سال جدید و با آرزوی، سلامتی وشادی، صلح ودوستی،آزادی ،عدالت ورفاه برای تمام انسانها در سراسر دنیا بویژه مردم عزیزوشریف بزرگواروطنم ایران