تبليغاتX
همبستگی واتحاد برای آزادی.صلح ودوستی - نو شدن ؟
            هرنفس نو میشود دنیای ما                          بی خبر از نو شدن اندر بقاع  

           عمر همچون جوی نو نو میرسد                    مستمری  مینماید  در  جسد

در تمثیل قصه نخجیران مولانا ی بزرگ عقل خردوتدبیر انسان را به اندازه کل هستی

میبیند ونو شدن مداوم انسان در این گردونه گردون،  تا بجایی برسد که باعقل عشق شود!؟

ومیفرماید : تا چه عالم هاست در سودای عقلتاچه با پهناست این دریای عقل/

  بحر بی پایان  بود عقل  بشر/ بحر را غووا ص باید ای پسر

  صورت ما اندرین بحر عذاب / میرود چون کاسه ها برروی آب

  تا نشد پر بر سر دریا چو طشت/ چون که پر شد طشت در وی غرق گشت

انسان موحد انسان آگاهی است و....عشق و... درد  که  زاده  عشق وآگاهی است واین چنین

میفرماید:  در درون خود بیفزا درد را               تا ببینی سرخ، سبز، زرد را

واین انسان موحد هرگزبه  حقوق انسان دگری تجاوز نمی کند. برای همه انسانها   همچون آفریدگارش  حقوق مساوی قائل است . انسان موحد برای همه انسانها : حق حیات و حق زندگی،  حق انتخاب ،حق ابرازبیان  آنچه که می اند یشد ودر یک کلام حق تکامل می خواهد ودر این مسیر تلاش میکند و.... به امید نو شد ن جسم وجان ما در سال نو وبکار گیری عقل وخرد وتدبیر

در همه کارها وشئونات زندگی: اجتماعی" اقتصادی" سیاسی  در سال جدید و با آرزوی، سلامتی وشادی، صلح ودوستی،آزادی ،عدالت ورفاه برای تمام انسانها در سراسر دنیا بویژه مردم عزیزوشریف بزرگواروطنم ایران

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:8 توسط قاسم مقیمی |